هلدینگ توسعه دهندگان

برندها و ابتکار ما:

ما در هلدینگ توسعه دهندگان خالق بهترین ها بوده ایم فرزندانی داریم که در حال رشد هستند و به لوح جان دوستشان داریم و تلاش میکنیم تکامل یابند - با تشکر از مدیر عامل محترم هلدینگ جناب آقای مهندس نریمان پورطلایی مغز متفکر بسیاری از ایده های عالی که باعث ایجاد جنبش ، تحول و پیشرفت بسیاری در کشور شده اند.
info[at]tedsa.com
۰۲۱۲۸۴۲۸۴

ساخته شده با عشق در
استدیو تِدْسا

 

دروغ هایی که افراد هر روز به همدیگر می گویند

هلدینگ توسعه دهندگان | آموزش مجازی | اخذ ایزو | طراحی سایت > سایر موضوعات  > دروغ هایی که افراد هر روز به همدیگر می گویند
دروغ های رایج

دروغ هایی که افراد هر روز به همدیگر می گویند

 

  • «احتمالاً ایمیل شما وارد اسپم من شده است». شما ایمیل ارسالی را دیده اید، حتی ممکن است آن را باز کرده و خوانده باشید و تصمیم گرفته باشید بعداً به آن رسیدگی کنید. در واقع، هیچ کاری برای آن ایمیل انجام نداده اید. اما وقتی که فرستنده چند هفته یا چند ماه بعد از شما درباره آن سوال می کند، مجبورید بهانه ای بیاورید برای اینکه کاری انجام نداده اید. بنابراین می گویید وارد اسپم شده است.
  • «تلفنم خاموش شد». وقتی دو پیامک متفاوت از دو نفر دریافت می کنید که برنامه های متفاوتی را به شما پیشنهاد می دهند و شما نمی توانید در مورد هیچکدام از آن ها تصمیمی بگیرید، گفتن این جمله روش راحتی برای خلاص شدن از تصمیم گیری است. شما آن دو پیشنهاد را نادیده می گیرید و صبح روز بعد این پیامک را ارسال می کنید.
  • «وای خدای من، فراموش کردم انجامش دهم». وقتی رئیستان از شما می خواهد کاری را انجام دهید و شما متوجه می شوید که او فراموش کرده است، تصمیم می گیرید انجام آن کار را نادیده بگیرید. اما در موارد نادر، وقتی رئیستان به خاطر می آورد که کاری را از شما خواسته بود، کاری که می توانید انجام دهید این است که بگویید فراموش کرده اید نه اینکه بگوئید عمداً آن را نادیده گرفته اید.
  • «بذار یک بار دیگه انجامش دهم». بله، درست است. ما می دانیم که منظور شما این است که چهار بار بیشتر انجامش دهید.
  • «من واقعاً تلویزیون تماشا نمی کنم». فقط به خاطر اینکه برنامه ها بر روی کامپیوترتان اجرا می شوند، نه بر روی صفحه تلویزیونتان که بر روی دیوار نصب کرده اید هنوز به این معنی نیست که شما تلویزیون تماشا نمی کنید، اغلب اوقات این دروغی است که به خود می گوئید.
  • «تقریباً تمامش کردم». شما حتی شروعش نکرده اید.
  • «خیلی خوشحالم که می بینمت». شما ماه ها است که این شخص را ندیده اید و اگر دست خودتان بود، سال ها به دیدن او نمی رفتید. اما در یک مهمانی به طور تصادفی او را می بینید و مجبورید طوری وانمود کنید که انگار بارها تلاش کرده اید او را ببینید.
  • «شخصیت افراد برای من مهم است نه ظاهر آن ها». پس چرا بلافاصله به عکس پروفایل افراد نگاه می کنید.
  • «من همین چند لحظه پیش آن را خواندم/تماشا کردم». وقتی که دوستی درباره کتاب یا فیلم مورد علاقه اش صحبت می کند که شما تازه آن را خریده اید اما هرگز به سراغ خواندن یا تماشا کردن آن نرفته اید، با وجود اینکه تصمیم داشته اید آن را بخوانید یا تماشا کنید اما هنوز این کار را نکرده اید. تنها گزینه ای که برایتان باقی می ماند این است که دروغ بگویید.
  • «شما را به خاطر می آورم». شخصی به تازگی به شما معرفی شده است و به نظر می رسد که شما را به یاد می آورد. او حتی نام دوست مشترکتان و مکانی که برای اولین بار با همدیگر آشنا شدید را به خاطر می آورد. اما شما او را به خاطر نمی آورید و نمی خواهید این موضوع را بپذیرید، بنابراین، لبخند می زنید و او را به گرمی در آغوش می گیرید.
  • «جالبه!» وقتی دوستی توضیح می دهد که تصمیم گرفته است به خارج از شهر نقل مکان کند و یا به جای اینکه سگ بخرد، ایگوانا خریده است یا تصمیمات عجیب و غریب و غیرمنطقی دیگر، دروغ گفتن به او، راحت تر است.
  • «صدای شما را نمی شنوم». اگر مکالمه ای را دوست ندارید، بهرتین مقصر نشنیدن صدای طرف مقابل است.
  • «گوشی ام غیر عادی کار می کرد». جواب دندان شکن به جمله «گوشی ام خاموش شد». این دروغ برای توضیح اینکه اساساً هر چیزی – ایمیلی که نادیده گرفته اید، پست صوتی که هرگز پاسخ نداده اید یا پیامکی که ارسال کرده اید و پشیمان شده اید، مناسب است.
  • «خوبم!» که می تواند به این روش نیز گفته شود: «خوبم، شما چطورید؟» اما در بیشتر مواقع، آن جمله را با آنچنان حالت منفعلانه اما پرخاشگرانه ای می گویید چون می خواهید نشان دهید با همکار یا شخصی در سر کارتان که به شما آزار رسانده است، خوب نیستید.
  • «ترافیک سنگین بود». شما نقشه گوگل را در اختیار دارید که در ساعت های شلوغی یا در زمان های خلوت، راه ها را به شما نشان می دهد و شما به خوبی می دانید رفتن از یک مکان به مکان دیگر چند دقیقه طول می کشد. با این وجود، ترافیک را به خاطر اشتباه خودتان سرزنش می کنید.
  • «مترو خراب شده بود». ما از نوع خشمگین شدن شما متوجه می شویم که آیا واقعاً این اتفاق افتاده است یا نه. اگر مترو واقعاً خراب شده بود، درباره آن صحبت نمی کردید. اما مثل دروغ ترافیک، سرزنش کردن مترو روش راحتی برای پوشاندن برنامه ریزی نادرست شما است. فایده دیگر این دروغ این است که باعث می شود طرف مقابل برای شما احساس تاسف کند و به جای اینکه شما را به خاطر تاخیرتان سرزنش کند داستان های وحشتناک خودش درباره مترو را برایتان تعریف می کند.
  • «این آخرین بار بود». فرقی نمی کند آدامس باشد یا سیگار یا پول نقد، شما به هنگامی که دوستتان یا شخصی دیگر به آن نیاز دارد، حتی تعارف کوچکی به او نمی کنید و به هر دلیل شاید به دلیل حسادت، وانمود می کنید که تمام شده است و امیدوار هستید که آن شخص به شما گیر ندهد و متوجه دروغتان نشود.
  • «من تلاش می کنم در حدود ۴ بار در هفته به باشگاه بروم». درست است – ممکن است در این ماه دو بار به باشگاه رفته باشید و این طور به نظر برسد که طبق برنامه عمل کرده اید. اما وقتی کسی از شما می پرسد، شما نمی خواهید این حقیقت را قبول کنید که چقدر تنبلی کرده اید – و هم زمان نمی خواهید دروغ بزرگی گفته باشید و مثلاً بگویید که هر روز تا دیر وقت تمرین کرده اید. بنابراین، با این دروغ کوچک پاسخ می دهید.
  • «جلسه داشتم». موضوع این است که شما در واقع جلسه نداشتید.
  • «خیلی دوستش دارم». اکثر مواقع در روز ولنتاین یا هر روزی که در آن هدیه ای دریافت می کنید، به گفتن این دروغ متوسل می شوید. شما وقتی این دروغ را می گویید که هدیه دریافتی را دوست ندارید اما نمی خواهید احساسات هدیه دهنده را جریحه دار کنید.
  • «حرف هایتان جالب است». نه، اینطور نیست. اما همچنین جالب، شگفت انگیز، هیجان انگیز یا هر صفت خوب دیگری را نمی توان برایش عنوان کرد، اما می بایست حرفی در موردش بزنید، بنابراین تنها راه چاره برای شما گفتن این جمله است.
  • «من حتی ندیدمت». وقتی وارد می شوید، شخصی را می بینید که امیدوارید او هم مانند شما تظاهر کند که شما را ندیده است. متاسفانه، شخص دیگر نمی خواهد وارد این بازی شود، بنابراین مجبور می شوید با او صحبت کنید.
  • «بعداً با شما تماس می گیرم». من فکر می کنم منظورتان این است «هرگز». این دروغ مورد علاقه افرادی است که در ظاهر با شما دوست هستند ولی در باطن نه.
  • «من عجله دارم، باید بروم». شما در واقع برنامه دیگری ندارید، اما این مهمانی که به آن دعوت شده اید، برایتان کسل کننده است و می دانید که بعد از آن در خانه کسل می شوید. اما فکر می کنید اگر به میزبان بگویید که عجله دارم برایش بهتر باشد.
  • «من واقعاً درگیر بودم». درگیر چه چیزی؟ شما در واقع زمان کافی برای انجام کاری که دوستتان از شما خواسته است را داشته اید اما آن کار را انجام نداده اید و وانمود کرده اید که به انجام کارهای فراوان دیگری مشغول بوده اید.
  • «همین الآن می خواستم بگویم موهایت چقدر قشنگ شده است». در واقع شما نمی خواستید چیزی درباره موهایش به او بگویید، زیرا به نظرتان بیش از اندازه برای موهایش هزینه کرده است.
  • «شوخی کردم». دکمه راحتی که می توان به هر جمله ای اضافه کرد. وقتی که جمله ای را خیلی رک و صادقانه بیان می کنید، این جمله مناسبی است.
  • «من آن ایمیل را در پیش نویس داشتم». عجیب است که چطور نامه ای را ماه ها در پیش نویستان ذخیره داشته ولی آن را ارسال نکرده اید.
  • «خوشمزه است». دوستتان خودش را آشپز ماهری می داند و اغلب اوقات، شیرینی هایی را که می پزد به شما قالب می کند. جدیدترین کیکی که درست کرده است اصلاً خوشمزه نیست، اما شما واقعاً نمی توانید بگویید که خوشمزه نیست، چون ممکن است که دوستیتان خراب شود.
  • «توی تنت خیلی قشنگه». این جمله مسخره است و شما می دانید.
  • «کودکت خیلی زیبا است». کودکش در واقع شبیه سیب زمینی سیاه است، بپذیرید!

تهیه شده توسط تیم R&D تدسا

منبع: MSN.com

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

دیدگاه
نام
ایمیل
وب‌سایت